درباره معمارچوب بیشتر بدانید:

سلام، معمارچوب یا بهتره بگم من! مثه همه فروشندگان این سایت یک تولیدکننده هست… که چندوقتیه در یک کارگاه کوچک به تولید محصولات چوبی مشغولم و اونارو اینترنتی میفروشم.

شروع فروش اینترنتی من هم مانند اکثر کسب و کار های نوپا از اینستاگرام و تلگرام شروع شد، چون اهل پول خرج کردن واسه تبلیغات نبودم، در تلگرام پیشرفت آنچنانی نداشتم! اما خدا برکت بده به اینستا🙈 با گذاشتن عکس کارام توو اینستاگرام در همون ماه های اول سفارشای زیادی گرفتم و حتی از شهرای دیگه هم مشتری داشتم…

برای منی که دبیرستانم تازه تموم شده بود و میخواستم دانشگاه برم و کلی شهریه بدم که خیر سرم یه مدرک بگیرم و بعدش برم دنبال کار توو ناکجا آباد، اینکه تونسته بودم بدون هیچ هزینه خاصی، خیلی سریع یه کسب و کار کوچیک ولی درآمدزا توو خونمون داشته باشم، حتی از رویاهام هم فوق العاده تر بود (کارگاه من زیرزمین خونمون بود، هیچ محدودیتی واسه کار نداشتم)

ولی خودمونیم، اینستاگرام با همه خوبیاش یه برنامه سرگرم کننده بود که توو گوشیه همه هست و کارکردن باهاش رو برادرزاده یه ساله منم بلده!! (انقد می کوبه رو گوشی تا لایک بشه😅)… برای من که کلی غرور جوونی داشتمو کلاس برای کار خودم میذاشتم خیلی ضایع بود که توو جواب اینکه شغلت چیه، بگم پیج توو اینستا دارم! برا همین توو جواب این سوال مسخره، جواب مسخره دانشجو هستم رو میدادم (آخه دانشجویی هم شد کار؟!؟)

حالا به جز بی کلاس بودن پیج و کانال و صد البته کلاس داشتن سایت و فروشگاه آنلاین اینترنتی، اگه واقع بینانه هم به قضیه نگاه کنیم👈اصل کسب و کار اینترنتی رفاقت داشتن گوگل با بیزینس شماست… یعنی وقتی اسم محصول یا برند شما رو مردم گوگل می کنن، به شما برسند✌️

و اینگونه شد که اینطور شد و من رفتمو با اولین درآمد های زندگیم یه لب تاپ خریدم و بعدش کیف رو دوش در به در از این کلاس به اون کلاس روزام رو شب می کردم به امید اینکه برنامه نویسی و طراحی سایت یاد بگیرم…

اگه بخوام داستانای یاد گرفتن سایت رو براتون بنویسم انقدر میشه که انگشت شصتتون(یا شستتون!) از اسکرول کردن صفحه آرتروز میگیره😁 فقط در این حد بگم که دورانی بودش که هر شکستی توو زندگیم مقدمه یه شکست بزرگتر میشد!  و تقریبا کلاسایی که رفتم با کلی هزینه، زیاد به دردم نخورد😒

اما بالاخره با چندتا سایت خوب آموزشی آشنا شدم و خرد خرد یه فروشگاه اینترنتی برای کارام رو لب تاب خودم طراحی کردم (زورم میومد پول سرور بدم) و وقتی که تقریبا تکمیل شد یه هاست و دامنه خریدم و با کلی بدبختی انتقالش دادم به سرور💪

از فاجعه بودن اون سایت همینقدر بگم که اگه فقط قیافه صفحه اولش رو میدیدید، دیگه غیرممکن بود حتی جمله ای که توش دوتا کلمه “معمار” و “چوب” باشه رو بخونید چه برسه به مطالب معمارچوب

البته همون سایت فاجعه بخاطر مطالب جدیدی که داشت، توو گوگل رتبه نسبتا بالایی گرفت و کلی زنگ خور ازش داشتم، اما من این همه زحمت نکشیده بودم که یه سایت برای خودم بزنم و دلم میخواست اینکار رو برای تمام دوستا و آشناهام بکنم (درآمدم از کارگاه خوب بود و به پول در اوردن از این راه فکرنمی کردم، فقط میخواستم مفید باشم)

اما چون زیاد اطرافیان جدی نگرفته بودن منو و وقت واسه ی مدیریت و تکمیل سایت هاشون نمیذاشتن باز برگشته بودم به دوران طلاییم که  هر شکستی توو زندگیم مقدمه یه شکست بزرگتر میشد! و معمارچوب بود با یه عالمه سایت ناقص که بخاطر آپدیت نبودن کاروانسرای ویروسا شده بود☹️

من توو این راه با افراد و سایت هایی آشنا شدم که خیلی مسیر دستیابی به اهدافم رو هموار کردن ولی در مقابل کلی آدم دیدم که فقط به فکر منافع خودشون بودنو وقت و سرمایه افرادی مثله من که دانشجو هستم براشون پشیزی ارزش نداشت(یه پشیزی میگمو یه پشیزی می شنوی)

از طرفی مدیریت کردن یه سایت با هزاران خط کد برای افرادی که مثله اوایل خودم فقط باگوشی شون پست گذاشتن رو بلدن و تخصصشون یه چیز دیگه ست، تقریبا  غیرممکن بود… و اگه قرار بود همه اینکار رو یاد بگیرن احتمال قوی توو دام اساتید کلاهبرداری که کلی تبلیغ برای خودشون می کنن میفتادن و پول هنگفتی رو به فنا می دادن (البته به قول اساتید پول خرج کردن برای آموزش سرمایه گزاریه، راستم میگن، اما چقدر پول در ازای چه آموزشی!؟؟)

خب با این اوصاف به این فکر افتادم یه سایت بزنم که مدیریتش با خودم باشه و همه اونایی که کارشون مثه خودم تولیدیه و توو این اوضاع دزد بازار مملکت عزیزمون نون زحمتشون رو میخورن بتونن محصولاتشون رو اضافه کنن و به لطف خدا رونقی به  کسب و کارشون بیفته…

اون موقع خودم نمی تونستم تنهایی چنین کاری رو اجرا کنم، برا همین با یه دوستم که توو شرکت برنامه نویسی کار می کرد صحبت کردم تا یه شرکت نسبتا حرفه ای اینکار رو انجام بده… وقتی مبلغ اولیه برای اجرایی کردن این پروژه به ما گفته شد، رنگ از رخساره جفتمون پرید و به پیوستن به سیستم حمل و نقل شهری به جای طراحی سایت فکر کردیم😰

ولی من تسلیم نشدم و با کلی عقده از همه اون وقت هایی که از عمرم تلف شده بود و سرمایه هایی که از دست داده بودم شروع کردم خودم به طراحی یه سایت که یه روزی بازارچه تولیدکنندگان ایرانی بشه…

من نمی دونم شمایی که انقدر وقت گذاشتید و این مطلب رو خوندید یه مشتری ساده هستید یا قصد فروشنده شدن توو سایت رو دارید و یا اصن اطلاعی از طراحی سایت دارید یا نه… فقط میخوام بهتون بگم این سایته ظاهرا ساده ای که شاید بی تفاوت از کنارش رد بشید آرزوی های چندساله یه جوون اخراجی از دانشگاهه که توو کارگاه نجاری کار میکنه🙂

اگر کل سایت رو زیر و رو کنید نه اسمی از من پیدا می کنید و نه شماره کارتی برای واریز پول!… کلیه خدمات این سایت رایگانه و مبلغ خریدها مستقیما به حساب تولیدکننده ها واریز میشه

از این همه زحمت و تلاش یک هدف دارم و اون هم واسطه شدن در روزی رساندن خدا به افراد زحمتکشی ست که توو این روزگار به دنبال کسب روزی حلال هستند

و تقاضای من از شما تنها اینه که اگه چنین افرادی را در اطرف خود میشناسید یا این سایت رو به اونها معرفی کنید و یا اون هارو به من معرفی کنید تا خودم دنبالشون بگردم و در سایت عضوشون کنم🙂

من ساعت به ساعت برای پیشرفت و حرفه ای تر شدنه این سایت تلاش می کنم و از مشکلات سر راه نمی ترسم چون شکست های زندگیم با اینکه مقدمه یه شکست بزرگتر بوده ولی منو توو راه رسیدن به اهدافم نگه داشته…

 

مخلص شما، معمارچوب!